خوابیده بود ساعت دلواپسی هنوز
بین هجای بودن و رفتن در این حدود ...
10 [ ۰۵ تير ۱۳۸۸ ]

و زنی با زنبیل از کوچه گذشت . . .


هادی آبیار [ ۳۰ خرداد ۱۳۸۸ ]

mehdi shanidam rafti tehran?
onja mashghol kar shodi ?
harja bashi movafagh va pirooz bashi


علی منصوری [ ۲۸ خرداد ۱۳۸۸ ]

سلام
بابا باکلاس.....
به حاجی نشونش بدم کلی حال می کنه....
به هر حال آقا امیر خان که نظر محترمشون قبل از مطلب این حقیر در این درگاه ثبت شده است .راپورت شما بزرگوار را به گوش ما مخاطبان، در حال تاتای یاد گرفتن، رساند که ظاهرا این تصویر مستند نبوده و از پیش پیشبینی شده است..به هرحال از آنجایی که این عکس از جانب شماست و این بنده ناچیز...
دربست چاکر موقعیت های بدیع هنری شما هستم....
کلی حال کردیم باهاش داداش...!


مجید [ ۲۴ خرداد ۱۳۸۸ ]

ای مهربان
اگر به تهران آمدی زنگی بزن

تا قرار ملاقاتی بگذاریم و
به ابتدای دوستی و رفاقت بنگریم


امیر [ ۲۰ خرداد ۱۳۸۸ ]

آقا دستت درست!!!! آخییی این که مسعود آقا جانی پور ایناست که!!! خیلی دلم واسش تنگ شده!!!!! سلاممو بش برسون!
کارت هم حرف نداره، آخر عکس خارجکیه!!


نام Name
ایمیل Email
سایت Website
پیغام Message
کد امنیتی : Security Code :
اگر تصویر نمایش داده نشده است و یا خوانا نیست، لطفا بر روی آن کلیک کنید تا عبارت جدیدی نمایش داده شود.
122700