s [ ۲۲ شهريور ۱۳۸۸ ]

engar abo hava behet nasakhte.....


الف.ایثار [ ۱۰ شهريور ۱۳۸۸ ]

وقتی اشاره می کنی و می خندی/حتما چیزی برای خندیدن وجود دارد/خنده /و خندیدن/از کجا آمده و برای چه؟/هیچ فکرش را کرده ای؟؟؟/تو اشاره می کنی و می خندی تا بگویی هنوز هم چیزهایی هست که ما را بخنداند/اما هم تو می دانی و هم من/که دیگر عمر خنده هم سر آمده/اصلا عمری نداشت که به سر بیاید/پس بیا تو هم باور کن/که خنده/پوچ است و بی مصرف/و فقط به درد نوشتن در کتاب می خورد و شعر و مقاله/اشاره کن/اما نخند/هیچ وقت/عمر خندیدن خیلی پیش از این سر آمده...


m.dehdari [ ۰۹ شهريور ۱۳۸۸ ]

سلام- آقا تو تهران هم از این صحنه ها هست -ما که خیلی مخلصیم


احسان خسروی [ ۰۹ شهريور ۱۳۸۸ ]

آقا مهدی ای ول
بسیار عالی شده.
فقط سمت چپ کمی فضای خالی دارد و سمت راست هم خفه است.


نام Name
ایمیل Email
سایت Website
پیغام Message
کد امنیتی : Security Code :
اگر تصویر نمایش داده نشده است و یا خوانا نیست، لطفا بر روی آن کلیک کنید تا عبارت جدیدی نمایش داده شود.
117691